در اینجا دو حد داریم که الف و ب میباشد، البته در «الف ب را به ج کادو اعطا کرد»کادو دادن یک ارتباط و عشق و علاقه سه طرفی معلم خصوصی ریاضی در تهران میباشد.
پس بطور مردم گزارههای اتمی دارنده سه عنصر و سه نوع لفظ میباشند:1-الفاظی که بر شی ءها جزئی دلالت داراهستند و مدام مکان مسئله را اشغال مینمایند، و هیچگاه در مکان محمول قرار نمیگیرند، 2-الفاظی که بر محمول دلالت دارا هستند(که راسل عشق و علاقه یک طرفی مینامد)3-الفاظی که بر علاقات از نوع فراتر دلالت مینمایند.
ب-خصوصیت پاراگراف اتمی:مهم ترین خواص پاراگراف اتمی این میباشد که انتخاب درستی و کذب آن به شیوه تجربی میباشد، یعنی با لحاظ کردن به حقیقت فعلی که متناظر با این قضایا میباشند میتوانیم بگوییم این پاراگراف درستگو و یا این که کاذب میباشد. (14) ج-تقسیم گزارههای اتمی:با دقت به آنچه ذکر شد میتوانیم در میان دو نوع جمله اتمی تفاوت بگذاریم:یک کدام از پاراگراف اتمی که از یک قضیه و یک محمول(یا این که یک عشق و علاقه یک طرفی)تشکیلشده و دیگری جمله اتمی که از علاقات از نوع فراتر و موضوعاتی که دور و اطراف این علاقات قرار میگیرند تشکیل میگردد: نوع نخستین، جمله اتمی که دارنده مورد واحد و صفت یا این که فعل ما یحتاج(بطور کلی عشق یک طرفه) میباشد.این نوع پاراگراف، پاراگراف شخصیه SingularProposition نامیده میگردد، و در منطق راسل از التفات خاصی برخورداراست، چون موضوع حملیه Subject-Predicate Proposition به معنای ظریف به عبارتی پاراگراف شخصیه میباشد(ولی چنانکه بعدا خواهیم روئت کرد راسل قضایای کلی را حملیه *نمی داند)، مسئله حملیه دارنده ویژگیهایی میباشد که ما اینها را تنها در پاراگراف شخصیه مییابیم ویژگیهایی که از سخنان راسل برای حمل یا این که زمینه حملیه به دست میآید.عبارتند از: 1-قضایای حملیه قضایایی می باشند که بر عشق و علاقه در میان زمینه واحد و کیفیتی که قضیه به آن متصف میخواهد شد دلالت دارا هستند. (15) 2-حمل متکی بر وجود شخص و جزئی میباشد که مکان مسئله را در مسئله اشغال مینماید.
3-قضایای حملیه، قضایایی میباشند که تنها به یک شکل ممکن میباشد محاسبه بشوند:مانند«سقراط بشر میباشد»که سقراط مسئله میباشد، گرچه میقدرت این جمله را بهاین شکل ذکر کرد که:«انسانیت برای سقراط است»، البته این بطور کلی با پاراگراف اولین متعدد میباشد، چون در جمله اخیر حکم، در باره معنای انسانیت میباشد، اما در جمله ابتدا اینگونه وجود ندارد.به اصطلاح راسل میگردد اذعان کرد:در جمله ابتدا قضیه شیء میباشد، البته در پاراگراف دوم مورد تصور میباشد و گفتیم مدلول اسماء اعلام اشیا می باشند و مدلول کلیه لفظ ها دیگر تصورات میباشند.لذا جمله «سقراط بشر میباشد»تنها به یک شکل نظارت پذیر میباشد وگرنه به جملهای تماما متعدد خوا هیم رسید، از این جهت باید این پاراگراف حملیه باشد. (16)
هر سه خصوصیت را در گزارههای شخصیه مییابیم، لذا این گزارهها حقیقتا حملیه می باشند، نوع دوم از گزارههای اتمی، گزارهایی میباشند که دربرگیرنده یک عشق از نوع فراتر و موضوعاتی که فضا این عشق و علاقهها قرار میگیرند میباشد، که جمله عشق نامیده میشوند:
منطق کلاسیک این نوع از گزارهها را حملی میدانست، اما«دمورگان»(1871-1806) A.DeMorgan آنهارا نوع دیگری از زمینه دانسته میباشد، لذا زمینه حملیه، یگانه شکل مورد نخواهد بود، از این لحاظ دمورگان را پیشرو عقیده علاقات (*)در مباحث اصول فقه بعضا از پژوهشگران مانند پژوهشگر نائینی مسئله حقیقیه را به موضوع شرطیه همه ارجاع میدهند.(کیهان تفکر) دانستهاند.
در اینجا دو حد داریم که الف و ب میباشد، البته در «الف ب را به ج کادو اعطا کرد»کادو دادن یک ارتباط و عشق و علاقه سه طرفی معلم خصوصی ریاضی در تهران میباشد.
پس بطور مردم گزارههای اتمی دارنده سه عنصر و سه نوع لفظ میباشند:1-الفاظی که بر شی ءها جزئی دلالت داراهستند و مدام مکان مسئله را اشغال مینمایند، و هیچگاه در مکان محمول قرار نمیگیرند، 2-الفاظی که بر محمول دلالت دارا هستند(که راسل عشق و علاقه یک طرفی مینامد)3-الفاظی که بر علاقات از نوع فراتر دلالت مینمایند.
ب-خصوصیت پاراگراف اتمی:مهم ترین خواص پاراگراف اتمی این میباشد که انتخاب درستی و کذب آن به شیوه تجربی میباشد، یعنی با لحاظ کردن به حقیقت فعلی که متناظر با این قضایا میباشند میتوانیم بگوییم این پاراگراف درستگو و یا این که کاذب میباشد. (14) ج-تقسیم گزارههای اتمی:با دقت به آنچه ذکر شد میتوانیم در میان دو نوع جمله اتمی تفاوت بگذاریم:یک کدام از پاراگراف اتمی که از یک قضیه و یک محمول(یا این که یک عشق و علاقه یک طرفی)تشکیلشده و دیگری جمله اتمی که از علاقات از نوع فراتر و موضوعاتی که دور و اطراف این علاقات قرار میگیرند تشکیل میگردد: نوع نخستین، جمله اتمی که دارنده مورد واحد و صفت یا این که فعل ما یحتاج(بطور کلی عشق یک طرفه) میباشد.این نوع پاراگراف، پاراگراف شخصیه SingularProposition نامیده میگردد، و در منطق راسل از التفات خاصی برخورداراست، چون موضوع حملیه Subject-Predicate Proposition به معنای ظریف به عبارتی پاراگراف شخصیه میباشد(ولی چنانکه بعدا خواهیم روئت کرد راسل قضایای کلی را حملیه *نمی داند)، مسئله حملیه دارنده ویژگیهایی میباشد که ما اینها را تنها در پاراگراف شخصیه مییابیم ویژگیهایی که از سخنان راسل برای حمل یا این که زمینه حملیه به دست میآید.عبارتند از: 1-قضایای حملیه قضایایی می باشند که بر عشق و علاقه در میان زمینه واحد و کیفیتی که قضیه به آن متصف میخواهد شد دلالت دارا هستند. (15) 2-حمل متکی بر وجود شخص و جزئی میباشد که مکان مسئله را در مسئله اشغال مینماید.
3-قضایای حملیه، قضایایی میباشند که تنها به یک شکل ممکن میباشد محاسبه بشوند:مانند«سقراط بشر میباشد»که سقراط مسئله میباشد، گرچه میقدرت این جمله را بهاین شکل ذکر کرد که:«انسانیت برای سقراط است»، البته این بطور کلی با پاراگراف اولین متعدد میباشد، چون در جمله اخیر حکم، در باره معنای انسانیت میباشد، اما در جمله ابتدا اینگونه وجود ندارد.به اصطلاح راسل میگردد اذعان کرد:در جمله ابتدا قضیه شیء میباشد، البته در پاراگراف دوم مورد تصور میباشد و گفتیم مدلول اسماء اعلام اشیا می باشند و مدلول کلیه لفظ ها دیگر تصورات میباشند.لذا جمله «سقراط بشر میباشد»تنها به یک شکل نظارت پذیر میباشد وگرنه به جملهای تماما متعدد خوا هیم رسید، از این جهت باید این پاراگراف حملیه باشد. (16)
هر سه خصوصیت را در گزارههای شخصیه مییابیم، لذا این گزارهها حقیقتا حملیه می باشند، نوع دوم از گزارههای اتمی، گزارهایی میباشند که دربرگیرنده یک عشق از نوع فراتر و موضوعاتی که فضا این عشق و علاقهها قرار میگیرند میباشد، که جمله عشق نامیده میشوند:
منطق کلاسیک این نوع از گزارهها را حملی میدانست، اما«دمورگان»(1871-1806) A.DeMorgan آنهارا نوع دیگری از زمینه دانسته میباشد، لذا زمینه حملیه، یگانه شکل مورد نخواهد بود، از این لحاظ دمورگان را پیشرو عقیده علاقات (*)در مباحث اصول فقه بعضا از پژوهشگران مانند پژوهشگر نائینی مسئله حقیقیه را به موضوع شرطیه همه ارجاع میدهند.(کیهان تفکر) دانستهاند.

قابل انعطافافزارهای دوست داستنی